هوش هیجانی خود را بسنجید بر اساس ۲۲ آزمون روانشناسی شخصیت اثر فیلیپ کارتر با ترجمه محمود امیری نیا و پریسا آقازاده، انتشارات آراسته، ISBN: 978-600-5908-95-4، فروردین ۱۳۹۳

برای نظر دادن به این محصول اولین باشید

دسترسی: موجود

100.000 ﷼

بازنگری سریع

هوش هیجانی با علامت اختصاری (EI) به تواناییِ تشخیص، ارزیابی و مدیریت هیجان در خود، دیگری و گروه گفته می‌شود و توسط یک شاخص ارزیابی به نام «ضریب هوش هیجانی» یا (EQ) مشخص می‌شود. مفهوم هوش هیجانی را نمی توان به راحتی و به شکل سنتی و کلاسیک اندازه‌گیری کرد، زیرا هوش هیجانی به همراهِ شخصیت فرد، رشد و تکامل می یابد که کار ارزیابی را برای مصاحبه‌های آموزشی، شغلی، استخدامی و یا حتی سرمایه‌‌گذاری‌های تجاری و حرفه‌ای سخت می کند. از این رو 22 نوع آزمون هوش هیجانی که «فیلیپ کارتِر» در این کتاب طراحی نموده، یک سنجش علمی و کاربردی است که به شیوه‌ای مدرن و قابل استفاده برای عموم طراحی شده است. در حال حاضر کتاب «هوش هیجانی خود را بسنجید»، یکی از پرفروش‌ترین و محبوب‌ترین کتابهای سایت «آمازون» می‌باشد.

هوش هیجانی خود را بسنجید بر اساس ۲۲ آزمون روانشناسی شخصیت اثر فیلیپ کارتر با ترجمه محمود امیری نیا و پریسا آقازاده،   انتشارات آراسته، ISBN: 978-600-5908-95-4، فروردین ۱۳۹۳

برای مشاهده‌ی تصویر کامل بر روی عکس فوق دابل کلیک کنید

کوچک نمایی
بزرگ نمایی

* فیلدهای الزامی

100.000 ﷼

جزییات

هوش هیجانی خود را بشناسید بر اساس 22 آزمون روانشناسی شخصیت ، عنوان کتابی است که فیلیپ کارتر آن را تالیف کرده و محمود امیری‌نیا با همکاری مشترک پریسا آقازاده برای اولین بار آن را در فروردین 1393 در ایران به فارسی برگردانده است. هوش هیجانی با علامت اختصاری (EI) به تواناییِ تشخیص، ارزیابی و مدیریت هیجان در خود، دیگری و گروه گفته می‌شود و توسط یک شاخص ارزیابی به نام «ضریب هوش هیجانی» یا (EQ) مشخص می‌شود. مفهوم هوش هیجانی را نمی توان به راحتی و به شکل سنتی و کلاسیک اندازه‌گیری کرد، زیرا هوش هیجانی به همراهِ شخصیت فرد، رشد و تکامل می یابد که کار ارزیابی را برای مصاحبه‌های آموزشی، شغلی، استخدامی و یا حتی سرمایه‌‌گذاری‌های تجاری و حرفه‌ای سخت می کند. از این رو 22 نوع آزمون هوش هیجانی که «فیلیپ کارتِر» در این کتاب طراحی نموده، یک سنجش علمی و کاربردی است که به شیوه‌ای مدرن و قابل استفاده برای عموم طراحی شده است. در حال حاضر کتاب «هوش هیجانی خود را بسنجید»، یکی از پرفروش‌ترین و محبوب‌ترین کتابهای سایت «آمازون» می‌باشد. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مولف در این کتاب با طرح و تدوین 22 آزمون هوش هیجانی در نظر دارد افراد و هیجان آنها را بر مبنای روانشناسی شخصیت ارزیابی ‌کند. هوش هیجانی چیست؟ هوش هیجانی، در اواسط سال‌های 1990 توسط «دانیل گلمن» جان گرفت و در سال‌های 1970 و 1980 با کارهایی که «هوارد گاردنر» در دانشگاه هاروارد و پژوهش های پیتر سالووی و جان مایر از نیو‌هم شایر انجام گرفت، توسعه پیدا کرد. کسی که دارای هوش هیجانی بالایی است، قادر است احساسات و هیجان‌های دیگران را نیز تشخیص دهد و به خوبی از آنها استفاده کند تا روابط اثربخشی را رقم بزند. کتاب هوش هیجانی خود را بسنجید ، کتابی بسیار کاربردی برای آزمون های استخدامی در بانک ها ، شرکت ها ، مراکز کسب و کار و سازمان ها می باشد. اگر چه امروزه روش‌های شناختی رفتاری کمک بسیاری را در تعیین و ارزیابی هوش هیجانی کرده است، اما گرفتن نمره بالا در این آزمون‌ها به تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده موفقیت کسی باشد. به همین دلیل مربیان و کارفرمایان نیاز دارند که مدام درباره افراد، ارزیابی‌ها و پرورش مولفه‌های پایش و شایستگی و ایجاد انگیزه غافل نشوند. همچنین این کتاب به عنوان یک کتاب آموزشی در مراکز تحصیلی ، مدارس و دانشگاه ها قابل استفاده و بهره برداری است.

اطلاعات اضافی

In Depth هوش هیجانی خود را بسنجید بر اساس ۲۲ آزمون روانشناسی شخصیت اثر فیلیپ کارتر با ترجمه محمود امیری نیا و پریسا آقازاده، انتشارات آراسته، ISBN: 978-600-5908-95-4، فروردین ۱۳۹۳: هوش هیجانی (Emotional Intelligence) یا EI که اغلب به صورت کسر هوش هیجانی EQ به کار می رود، توانایی فرد را در آگاهی او از احساسات خود و دیگران و مدیریت این هیجان‌ها نشان می‌دهد و دو بُعد اصلی را دربر می‌گیرد: اول: درک کردن اهداف، آرزوها و خواسته‌های خود و آگاهی نسبت به واکنشهای رفتاری و شناختی به آنها دوم: درک منافع و خواسته‌های دیگران و مدیریت آنها مفهوم هوش هیجانی در اواسط سالهای 1990 توسط «دانیل گُلمن» جان گرفت و در سالهای 1970 و 1980 با کارهایی که «هوارد گاردنر» در دانشگاه «هاروارد» و و پژوهشهای «پیتر سالووی و جان مایِر» از «نیو هِمشایر» انجام شد، توسعه یافت. مفهوم هوش هیجانی به داشتن خودآگاهی در تشخیص و مدیریت احساسات خود بازمی‌گردد و توانایی ارزیابی فرد و تلاش برای رسیدن به اهدافی که در درازمدت برای خود انتخاب کرده است. کسی که دارای هوش هیجانی بالا می‌باشد، قادر است احساسات و هیجان‌های دیگران را نیز تشخیص دهد و به خوبی از آنها استفاده کند تا روابط اثربخشی را رقم بزند. برای رسیدن به مفهوم هوش هیجانی، دانشمندان در تلاش بودند تا بتوانند آن را اندازه‌گیری کنند و به همین دلیل از مفاهیم روانشناختیِ شخصیت نیز بهره گرفتند. به طور کلی شخصیت دربرگیرندۀ احساسات، افکار و رفتارهایی است که فرد نسبت به خود، دیگران و جهان پیرامونی در گذشته، حال و آینده دارد. بنابراین وقتی یکی از عوامل تعیین کننده در هوش هیجانی، شخصیت باشد، می‌توان وضعیت‌ها و مسائل زندگی را پیش‌بینی کرد، به‌ویژه با رویکرد شخصیت، هوش هیجانی را بهتر می‌توان اندازه‌گیری نمود یا دست‌کم پیش‌بینی بهتری داشت. در مدل گُلمن به طور خلاصه پنج حوزۀ اساسی هوش هیجانی مورد بررسی قرار گرفته بود: 1. شناخت هیجان‌ها و احساسات خود، خودآگاهی 2. مدیریت هیجان‌ها و احساسات خود، خودمدیریتی 3. خودانگیزشی 4. تشخیص و درک هیجان‌ها و احساسات دیگران، دیگرآگاهی 5. مدیریت رابطه با دیگران، دیگر مدیریتی مدل گُلمن که امروزه به طور وسیعی به رسمیت شناخته شده است، به این معنا نیست که وقتی کسی دارای هوش عقلی(IQ) بالایی باشد، لزوماً دارای هوش هیجانی بالا نیز هست. هوشمند بودن یک امتیاز است که البته تضمینی برای موفقیت در زندگی و روابط بین فردی و اجتماعی نخواهد بود. افرادی که در فرآیند یادگیری درخشان هستند باید تمرین کنند تا بتوانند استعداد خود را در جهت مناسب و اثربخش به کار گیرند تا در ارتباطات خود به موفقیت دست یابند. چنین تمرینی نیازمند داشتن هوش هیجانی است که به صورت کاربردی و مهارتی قابل یادگیری خواهد بود. مفهوم هوش هیجانی را نمی‌توان به راحتی و به شکل سنتی و کلاسیک اندازه‌گیری کرد. به دلیل آنکه هوش هیجانی بنا بر شخصیت فرد، رشد و تکامل می‌یابد که همین امر کار را برای مصاحبه‌های شغلی و استخدامی و یا حتی سرمایه‌گذاری‌های تجاری برای انتخاب افراد قابل پیش‌بینی و حرفه‌ای سخت می‌کند. اگرچه امروزه روشهای شناختی و رفتاری کمک بسیار زیادی را در تعیین و ارزیابی هوش هیجانی کرده است، اما گرفتن نمرۀ بالا در این آزمون‌ها به تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کنندۀ موفقیت کسی باشد. به همین دلیل مربیان و کارفرمایان نیاز دارند که مدام در مورد افراد، از ارزیابی و پرورش مؤلفه‌های پایش و شایستگی و ایجاد انگیزه غافل نشوند. شاید برخی تصور کنند که پرسشنامه‌های شخصیت به خوبی می‌تواند، هوش هیجانی افراد را ارزیابی کند. اما واقعیت آن است که چنین آزمونهایی در بیشتر موارد برای ارزیابی هوش هیجانی گمراه‌کننده نیز خواهد بود. زیرا آنها بر اساس نگرش‌ها و توصیف ارزشهای شناختی و فکری بنا شده است و چنین نگرشهایی می ‌تواند از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر یا از یک محیط به محیط دیگر در حال تغییر یا تکوین مداوم باشد. بنابراین به طور مشخص نمی‌تواند معیاری کامل برای ارزیابی هوش هیجانی باشد که با بخش عظیمی از احساسات و هیجان‌های افراد در فرهنگ‌ها و محیط‌های متفاوت اجتماعی سرو کار دارد. به همین منظور در این کتاب تلاش شده است تا با توجه به پژوهشهای اخیر ابعادی از آزمون‌های هوش هیجانی را در دسترس مردم قرار دهیم که بر اساس شخصیت آنها قادر خواهد بود هوش هیجانی آنها را تا حدی بسنجد. بسیار مهم است که وقتی به پرسشها پاسخ می‌دهید با خودتان روراست باشید تا بتوانید ارزیابی درستی از وضعیت هیجانی خود داشته باشید. هر گونه انحراف از پاسخدهی صادقانه به پرسشها می‌تواند ارزیابی واقعی شما را از خودتان دچار اشتباه و انحراف کند و موجب شود که برنامه‌ریزی شما د جهت بهبود و افزایش توانمندی‌ها و مهارتهای ارتباطی با مشکل مواجه شود. این کتاب مشتمل بر 22 آزمون هوش هیجانی بر اساس روانشناسی شخصیت می باشد که عبارتند از : 1- آزمون ارزیابی و تحلیل شخصیت و بررسی قدرت شخصیت : لغت شخصیت که در زبان لاتین «Personalite» و در زبان انگلوساکسون «personality» خوانده می‌شود، ریشه در کلمه لاتین پرسونا (persona) دارد. این کلمه به نقاب یا ماسکی گفته می‌شود که موجب شناسایی کسی از دیگران می‌شود البته با آن نقابی که فرد به دیگران نشان می‌دهد و هر کسی دارای یک ویژگی یا صفاتی در شخصیت خود است که او را از دیگران متمایز می‌کند وکه به آن عامل یا قدرت شخصیت فرد گفته می‌شود. 2- آزمون انگیزه پیشرفت و آزمون تلاش برای موفقیت : برای موفقیت تعریف جامع و کاملی وجود ندارد و تا حدی یک مفهوم نسبی است که هر کسی آن را به گونه‌ای تعریف می‌کند. البته معمولاً موفقیت در باورهای مردم نسبت به مقایسه یکدیگر در رسیدن به اهداف تعیین می‌شود. 3- آزمون نگرش : هیچ کس با یک نگرش خاص به دنیا نیامده است. نگرش از طریق باورها، احساسات و تجربه‌های ما شکل می‌گیرد و ما به وسیلۀ آن تلاش می‌کنیم تا به طور مستقیم و پویا، خوب یا بد بر روی رفتار خود و دیگران و یا حوادث و رویدادها تأثیرگذار باشیم. هرچند بسیاری از مردم فکر می‌کنند که نگرش همان باور یا عقیده است اما نگرش دارای ابعاد بسیار وسیع شناختی، هیجانی و رفتاری است. واژۀ «نگرش» از کلمه لاتین «Aptitudo» گرفته شده است که به معنی حالت و آمادگی ذهنی یا فکری مناسب و سازش‌یافته برای عمل می‌باشد. آزمون نگرش برای ارزیابی آمادگی فرد در رویارویی با مسائل اجتماعی طراحی شده است تا مشخص شود که توانایی او برای مواجهه با رویدادها به چه صورت است. 4- آزمون هوش اجتماعی : امروزه به طور چشمگیری، هوش اجتماعی اهمیتی همتراز هوش عقلی (IQ) و بلکه بالاتر از آن یافته است. طوری که بسیاری از مردم دوست ندارند خودشان را به عنوان شخصیت‌های ضد اجتماعی ببینند. آنها دوست دارند با افراد خانواده، آشنایان و دوستان خود روابط مؤثر و کارآمدی داشته باشند و در جسله‌های عمومی و گروهی به صورت پررنگی حاضر باشند. در سالهای اخیر نگرش مردم به هم‌آمیزی با یکدیگر به دور از پرخاشگری و تنش و داشتن حسن رابطه، معیار ارزشمندی تلقی می‌شود. مردمان با هوش اجتماعی بالا تلاش می‌کنند تا با وجود موانع خصمانه، همچنان در مرکز و کانون توجه اجتماعی باشند و بدون آنکه خود را منزوی کنند، روابط اثربخشی را با تشکیل و شرکت در گروه‌های اجتماعی رقم بزنند و در عین حال به دقت از حریم شخصی و خصوصی خود مراقبت ‌کنند 5- آزمون رضایت و نارضایتی کمی رضایت داشتن سخت است اما خیلی راضی بودن، ناممکن است. «ضرب المثل آلمانی» رضایت و خشنودی، برای هر کسی ممکن است به شکلی تعریف شود. برای یکی ممکن است، قانع بودن به چیزهایی که دارد، باشد و برای دیگری، رسیدن به چیزهایی که ندارد. همچنین ممکن است کسی از چیزهایی بسیار معمولی راضی و خشنود شود و دیگری حتی با وجود داشتن چیزهای ارزشمند مانند زندگی خوب، رفاه و امنیت بالا، احساس رضایت نداشته باشد. در «یوگا»، اعمالی مانند فعالیت آرام فیزیکی، رهاسازی ذهن و کیفیت شیوۀ نفس کشیدن بتواند بر میزان رضایت فرد، اثربخش باشد (چیزی که در یوگا «سانتوشا» گفته می‌شود). و در «بودیسم» نیز رضایت تنها به واسطۀ رهایی از اضطراب و پریشانی عنوان می‌شود که هدف غایی و نهایی سعادت انسان است. البته در بسیاری از مذاهب و ادیان نیز رضایت به عنوان اوج تکامل انسانی و رهایی از پریشانی‌ها شمرده می‌شود. 6- آزمون برون‌گرایی و درون‌گرایی : مفاهیم شخصیتی برون‌گرایی و درون‌گرایی اولین بار توسط روانشناسی سوئیسی به نام «کارل یونگ» مورد توجه عموم قرار گرفت. به طور کلی افراد برون گرا، اجتماعی، جستجوگر، اهل عمل و بسیار ریسک‌پذیر هستند و خروجی بالایی را در کارها دارند. در مقابل افراد درون‌گرا، از نظر اجتماعی فعالیت کمتری دارند و علاقه دارند کارهای خود را به صورت انفرادی دنبال کنند. به همین دلیل خروجی پایینی دارند. اما این به معنای داشتن شخصیت ضد اجتماعی نیست بلکه آنها اگرچه دوستان کم و انگشت‌شماری دارند، اما روابط آنها بسیار عمیق، پرمحتوا و طولانی مدت است. در صورتی که افراد برون‌گرا با وجود روابط زیاد و گسترده، عمق لازم را در روابط خود ندارند. برون‌گراها از گردهمایی‌ها، همایشها و جلسه‌های بزرگ و شرکت در آنها لذت می‌برند. کسانی که شغل آنها آموزگاری، بازیگری و مدیریت است بیشتر برون‌گرا هستند زیرا حرفه و کار آنها ضرورت چنین شخصیتی را برای آنها ایجاد می‌کند. زیرا باید مدام در ارتباط با دیگران باشند و زمان کمی را برای تنهایی دارند. 7- آزمون جُربزه و جرأت‌ورزی یکی از تعاریف جُربزه و جرأت‌ورزی در جهان امروز که مملو از تهدید است، ایستادن بر روی آرمان‌ها و اهدافی است که در زندگی انتخاب کرده‌ایم و به نوعی ابراز وجود، گفته می‌شود که علاوه بر داشتن اعتماد به نفس، بیانگر پافشاری فرد برای رسیدن به آنهاست. هرچند نباید جرأت‌ورزی را با پرخاشگری یکی دانست. زیرا افراد پرخاشگر، احترامی برای حریم شخصی دیگران قائل نیستند و توجه و علاقه‌ای نیز به بهبود رابطۀ خود بر اساس یک سبک اخلاقی نشان نمی‌دهند اما افراد با جُربزه بسیار مشتاق روابط اثربخش با خانواده، جامعه و جهان پیرامون هستند اما در عین حال بر ارزشهای اخلاقی و آرمان‌های انسانی پافشاری دارند. 8- آزمون برتری جانبی بر‌اساس پژوهشهای «راجری اسپری» ، مغز از جایگاهِ میانی به دو نیمکرۀ راست و چپ تقسیم می‌شود که هر نیمکره برای برخی رفتارهای خاص تخصصی شده است. هرچند صد سال پیش از او، پزشک فرانسوی به نام «بروکا» ، جایگاهِ «بروکا» را به عنوان منطقۀ تولید گفتار و «ورنیکه» را با نام منطقۀ فهم گفتار در نیمکرۀ چپ شناسایی کرده بود، اما یافته‌های اسپری در زمینۀ فیزیولوژی مغز نشان می‌دهد که هم نیمکرۀ راست و هم چپ به‌طور همزمان می‌توانند در تجربیات مختلف ذهنی و روانی درگیر شوند که البته گاهی به‌صورت متضاد باهم یا حتی در تقابل با هم هستند. از نظر زبانی و توانایی‌های حرکتی مشخص شده است که نیمکرۀ چپ مغز نسبت به نیمکرۀ راست قوی تر عمل می‌کند و این توانایی‌ها در رابطه با نیمکرۀ راست بیشتر مربوط به توجه فضایی بصری است. از طرفی هماهنگی و همکاری هر دو نیمکره در افزایش فعالیت‌های شناختی نقش دارد که در افراد دوپاره مغز کاهش چشمگیری خواهد داشت (استیفن ، 2013). 9- آزمون خوشبینی یا بدبینی خوشبین کسی است که وقتی شروع می‌کند به حل یک جدول متقاطع، از خودنویسی خوش‌رنگ استفاده می‌کند. «بی نام» بدبین کسی است که در زمان عبور از یک خیابان یکطرفه به هر دو طرف نگاه می‌کند. «لورنس جی پیتر» اگر یک پرسش بسیار شایع را که می‌گوید: «نیمۀ پر لیوان را می‌بینید یا نیمۀ خالی آن را؟» از خوشبین‌ها و بدبین‌ها بپرسید، خوشبین‌ها خواهند گفت: «نیمۀ پر لیوان» و بدبین‌ها می‌گویند: «نیمۀ خالیِ لیوان». خوشبین‌ها نگاه مثبتی به زندگی دارند، در حالیکه باور دارند که تمامیِ حوادث و رویدادها و همۀ مردم به طور کلی خوب هستند به همین دلیل آنها هم در کوتاه مدت و هم در میان مدت و درازمدت کارکرد بهتری دارند. اگر چیزی به خوبی پیش نرود، زندگی را رها نمی‌کنند و منتظر می‌مانند تا بهترین نتیجه را به دست آورند. در مقابل، بدبین‌ها تمایل دارند که زندگی را با نگاهی منفی ببینند. ریشۀ کلمۀ بدبین «pessimism» از کلمۀ لاتین «pessimus» به دست آمده است که به معنای بدترین است و اگر چیز بدی اتفاق بیافتد، آنها می‌ترسند که به زودی ورق برگردد و اوضاع بدتر از آن چیزی شود که فکرش را می‌کردند. البته گاهی اوقات خوشبین‌ها با بدبین‌ها می‌توانند دست در دست هم کار کنند و با یکدیگر رابطه داشته باشند. مثلاً زمانی که یک پروژۀ جدیدی برنامه‌ریزی می‌شود، خوشبین‌ها به احتمال زیاد هیجان‌زده و خوشحال می‌شوند اما بدبین‌ها دربارۀ جزئیات کار و خطرات آن هشدار می‌دهند که به همین دلیل دقت بدبین‌ها و سرعت خوشبین‌ها، انجام پروژه را با احتیاط معقول به نتیجه برساند. 10- آزمون خشم و سنجش پرخاشگری پرخاشگری رفتاری است که موجب خسارت و آسیب می‌شود و می‌تواند به صورت فیزیکی، روحی و یا زبانی باشد. افراد پرخاشگر به وضوح باید تحت درمان و مراقبت قرار بگیرند. زیرا ممکن است کارکردهای فیزیولوژیک و هورمونی آنها دچار بدکاری شده باشد مانند کژکاری‌هایی که در نواحی مختلف مغزی یا سیستم عصبی فرد اتفاق می‌افتد. پرخاشگری را نباید با جرأت‌ورزی اشتباه گرفت. هرچند ممکن است جرأت‌ورزی در مواردی موجب پرخاشگری شود. برای مثال زمانی که فرد تلاش می‌کند که عقاید و باورهای خود را تحمیل کند. 11- آزمون ماجراجویی و ریسک پذیری کلمۀ «ماجراجو» کسی را توصیف می‌کند که به دنبال هیجان‌خواهی و فعالیت‌های هیجان انگیز یا سرمایه‌گذاری‌های پرخطر است که بتواند از آنها در جهت منافع و رضایت خود استفاده کند. افراد ماجراجو بسیار پررو، پرجرأت، بی باک و نترس هستند و تمایل بسیار بالایی به خطر پذیری دارند. کارهای آنها بسیار ماجراجویانه و گاهی اوقات هم مبتکرانه و خلاقانه است. برای مثال ممکن است گروهی از این افراد دست به سرقت از یک جواهر فروشی بزنند و سبک جدیدی را در این زمینه برای خود ابداع نمایند. ماجراجوها بسیار دوست دارند که به دلیل خطرپذیری کارهایی که انجام می‌دهند مورد تشویق و تحسین دیگران قرار بگیرند. اگرچه ممکن است که گاهی کارهای آنها غیرقانونی یا ابلهانه باشد. نکتۀ مهم در این جا آن است که ماجراجویی با بی باکی متفاوت است. فرد ماجراجو امکان دارد برای لذت خود دست به هر کار احمقانه ای بزند اما فرد بی باک، هیجان‌خواهی و شهامت خود را صرف لذت و شادی دیگران می‌کند. مثلاً یک بند باز سیرک بسیار شجاع و بی باک است اما نمی‌توان گفت که او ماجراجو و پرمخاطره است. 12- آزمون بردباری و قدرت تحمل همه به صبوری و بردباری نیاز دارند اما پیش از همه، ما باید نسبت به خودمان بردباری کنم. «سنت فرانسيس دي سلز» بردباری معمولاً به تحمل شرایط دشوار گفته می شود و کسی که بردبار است، باید بتواند نسبت به تأخیر و یا شرایطی که موجب ناراحتی و آزار او می‌شود، حوصله داشته باشد و بدون آنکه تحریک شود، چنین وضعیتی را مدیریت کند. در تضاد با بردباری، شتابزدگی و عجله‌کردن است و در نتیجه به عصبانی شدن و از کوره در رفتن منجر می‌شود. 13- آزمون با‌برنامه یا بی‌برنامه بودن شما در این آزمون در خواهید یافت که آیا در زندگی و تصمیم‌گیری خود، با برنامه هستید یا بی برنامه رفتار می‌کنید. با برنامه بودن به معنای سازمان‌دهی کردن زندگی خود در یک ساختار است، طوری که دقیقاً بدانید کجا ایستاده‌اید و چه می‌کنید و در زندگی به دنبال چه هستید و آیا یک برنامه‌ریزی کوتاه مدت یا دراز مدت دارید یا نه؟ در مقابل کسانی که زیاد اهل برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی نیستند و به طور خود بخود رفتار می‌کنند، بیشتر بر اساس احساسات خود عمل می‌کنند. هرچند آنها نسبت به هر چیز جدیدی که در اطراف خود می‌بینند، کنجکاوی خاصی را نشان می‌دهند. آنها مدام دوست دارند که یاد بگیرند و چیزهای جدیدی را تجربه کنند و با کشف آنها در زندگی برنامه‌ریزی کنند. 14- آزمون اعتماد به نفس سه مؤلفه برای اعتماد وجود دارد: «اعتماد به خود، اعتماد به دیگری و مورد اعتماد بودن» که در این آزمون، مؤلفه اول یعنی اعتماد به خود، مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. افراد دارای اعتماد به نفس بالا به احتمال زیاد به توانایی‌های خود اعتماد دارند و بر قابلیت‌های خودشان اتکا می‌کنند. اگرچه چنین افرادی باید نسبت به اعتماد به نفس بیش از اندازۀ خود نگران باشند اما آنها بندرت در مورد زندگی دچار حس منفی می‌شوند و حتی در شرایط ناگوار تلاش می‌کنند با نشخوارهای فکری منفی، خود را ناراحت نکنند. 15- آزمون هیجان‌خواهی : گاهی اوقات تعریف هیجان بسیار پیچیده و سخت است و دامنۀ بسیار وسیعی از تعاریف را به خود اختصاص می‌دهد که بیشتر آنها در تلاش هستند که بتوانند هیجان را به عنوان یک احساس یا رفتار بیان کنند. هیجان‌های انسان به مجموعه‌ای از حالات روانی او اشاره دارد که بی از احساس و رفتار در شخصیت ما ترکیب شده است و این کتاب تلاشی است تا بتوان آن را ارزیابی و تحلیل کرد. وقتی ما هیجان‌خواه باشیم، تمایل داریم تا بیش از اندازه خود را هیجانی نشان دهیم طوری که به ما برچسب احساسی بودن زده می‌شود و از طرفی ممکن است علاقه‌ای به نشان دادن هیجان‌های خود نداشته باشیم که در این صورت فردی بی احساس شناخته خواهیم شد. در صورتی که ممکن است، بیان هیجانی ما با آنچه که واقعاً احساس می‌کنیم، متفاوت باشد زیرا عناصری مانند افکار خودآگاه یا ناخودآگاه که از نظر شناختی شخصیت ما را پایه ریزی کرده است، خیلی واضح و معین نیست و به همین دلیل هیجان رفتار ما در اندازه‌ای از کم تا زیاد می‌تواند بیان شود. 16- تست تحمل تحت فشار روانی : مردم به شیوه‌های متفاوتی به فشارهای زندگی واکنش نشان می‌دهند، برخی از آنها به شیوۀ احساسی برخورد می‌کنند و برخی دیگر می‌خواهند احساسات خود را به شدت کنترل کنند و گروهی نیز روشی مابین این دو را انتخاب می‌کنند. با این وجود ما نمی‌توانیم از فشارهایی که موجب نگرانی و پریشانی می‌شود به سادگی رها شویم. برخی از عوامل به وجود آورندۀ فشارها ساده‌تر از بقیه است مانند فشارها و نگرانی‌هایی که به دلیل یک آزمون یا امتحان در ما شکل می‌گیرد، یا رسیدن به موقع به قرار یا جلسه ای که داریم و می‌تواند بسیار مهم باشد. اما آزمون‌های واقعی در زندگی ما اتفاق می‌افتد، آزمون‌هایی مانند: • مرگ والدین یا اعضای خانواده • مرگ و از دست دادن دوستان صمیمی • جدایی، طلاق و قطع روابط اساسی • بیماری • نقل مکان • وقتی بچه‌ها خانه را ترک می‌کنند • نگرانی‌های مالی، به‌ویژه بدهکاری یا ورشکستگی • از دست دادن کار، یا جابجایی‌های شغلی • شرایط کاری سخت و دشوار • کار کردن تحت فشار و ضرب العجل‌های غیر قابل تغییر بعلاوه، ممکن است که این شرایط به طور نامنتظره پیش آید و بدتر اینکه احتمال دارد دو، سه یا چند تایی از آنها به طور همزمان به وقوع بپیوندد و تحت این شرایط است که آسیب‌پذیری ما چندین برابر گذشته خواهد شد. 17- آزمون تدبیر : با تدبیر بودن به معنای برخوردار بودن کسی از یک مهارت لفظی و رفتاری است و می‌توان گفت که چنین کسی طوری رفتار می‌کند که روابط خود را با دیگران به شکل خوبی حفظ کند و از شرایط منزجر کننده، اجتناب نماید. اگر شما پیش از این نمی‌توانستید روابط خود را با دیگران حفظ کنید، با سیاست بودن و به کار گرفتن تدبیر لازم می‌تواند به شما کمک بزرگی نماید. داشتن چنین مهارتی در زندگی امروز بسیار ضروری است اما کسی که در این آزمون، امتیازهای بالا یا متوسطی را از این جهت کسب می‌کند، به این معنا نیست که فرد با صداقتی نیز هست. زیرا چنین مردمانی تلاش می‌کنند تا برای حفظ رابطه، احساسات و افکار واقعی خود را در پشت نقاب رفتار مناسب پنهان کنند. 18- آزمون قدرت رهبری : کسی که دارای قدرت رهبریِ بالا می‌باشد، دارای قدرت نفوذ و اثربخشی بر تصمیم‌گیری گروهی است. و از نظر روانشناسی، رهبر کسی است که شرایط و کیفیت لازم برای رهبری گروه را دارا باشد. [شرایطی مانند داشتن دانش تخصصی، بینش کافی نسبت به دیگران و موقعیت‌ها، استواری در شرایط سخت، جبران سریع شکست‌ها و غیره] این شرایط می‌تواند بسیار متنوع و متعدد باشد تا آنجا که در گسترۀ وسیعی از موقعیت‌های رهبری به کار گرفته شوند. برخی مردم البته اشتیاقی به رهبری ندارند و حتی از اینکه با موج دیگران همرنگی کنند، راضی و خشنود هستند. آنها علاقه‌ای ندارند که سرگروه باشند یا جریانی را آغاز کنند، در صورتیکه مهمترین ویژگی یک رهبر، آغازگری است. یک رهبر نیازی ندارد، برای نشان دادن کفایت خود در رهبری، الزاماً در زندگی شخصی نیز موفق باشد بلکه باید بتواند در پیش بردن پایه‌های اصولی کار تیمی یا سازمان مورد نظر پایداری به خرج دهد تا گروه به موفقیت دست یابد. رهبر گروه، فردی از گروه است كه هدایت و حمایت از گروه را بر عهده دارد و مسئول نتایج گروه می‌باشد. به این ترتیب، ارزیابی موفقیت یك تیم، چه کوچک باشد و چه بزرگ به میزان مسئولیت‌پذیری اعضاء گروه وابسته است و رهبری باید بتواند مسئولیت‌پذیری افراد را در آنها تقویت کند تا با همبستگی و همکاری افراد با یکدیگر بتواند گروه را به اهداف خود برساند. 19- آزمون جدی یا احساسی بودن : این آزمون در مورد لطافت فیزیکی افراد نیست. به طور مثال کسی ممکن است از نظر جسمی بسیار ظریف و لطیف باشد ولی قلب بسیار خشنی داشته باشد و برعکس، کسی ممکن است از نظر فیزیکی بسیار زمخت باشد اما قلب بسیار رئوف و مهربانی داشته باشد. کسی که در این آزمون، شخصیت خشک و بیش از اندازه جدی را نشان می‌دهد، به احتمال زیاد در روابط خود با دیگران میزان بالایی از خشونت را به نمایش می‌گذارد. این خشونت در موارد بسیاری به صورت یک خشم فروخورده است که در شرایط خاص تنیدگی به صورت انفجاری ظاهر خواهد شد. اما در مقابل افرادی که دارای شخصیت لطیف و احساسی هستند نسبت به دوست داشتن دیگران با احترام رفتار می‌کنند و اگر خبری تأسف انگیز از دوستان یا سایرین به گوش آنها برسد، عمیقاً متأثر و ناراحت می‌شوند. البته برای چنین افرادی گفتن نه به نیاز و درخواست دیگران بسیار سخت و مشکل خواهد بود و تقریباً غیرممکن است. بنابراین لازم است که برای داشتن یک شخصیت متعادل، افراد مهارتهایی را آموزش ببینند که بتوانند در مواردی که بسیار بسته و خشک هستند، کمی لطیف برخورد کنند و احساس همدلی و همدردی با دیگران را در خود پرورش دهند و از طرفی افراد بسیار احساسی نیز یاد بگیرند که چگونه بتوانند در موارد خاص، نه بگویند تا از لطافت و مهربانی آنها سوء استفاده نشود. 20- آزمون شخصیت بسته یا گشاده : این آزمون به بررسی شخصیت از نظر بسته یا گشاده رفتاری می‌پردازد. کسانی که گشاده‌رفتار هستند، برای شناخت دیگران گاهی از مسیر اصلی خود خارج می‌شوند. آنها دوست ندارند تا رازی را با خود نگه دارند و به راحتی و آزادانه دربارۀ خود و خانواده‌شان، تعطیلات، سرگرمی‌ها و مسافرت‌هایشان صحبت می‌کنند. در مقابل کسانی که شخصیت بسته دارند، علاقه‌ای به چنین رفتارهایی ندارند. برخی ممکن است فکر کنند که گشاده رفتاری خوب است و برخی خلاف این نظر را داشته باشند و ما برای بررسی این نظر بهتر است آقای «هَری» و «تونی» را به عنوان دو نمونه مورد مطالعه قرار دهیم. هر دوی آنها کسانی هستند که در موقعیت شغلی عالی قرار دارند. آنها وظیفه شناس، سخت‌کوش و با مسئولیت هستند و البته گاهی اشتباهاتی هم مرتکب می‌شوند. 21- آیا شما از عقل معاش برخوردارید؟ اگر درآمد سالانه، 20 پوند و هزینه‌ها 19 پوند و 6 پِنی باشد، نتیجۀ آن خوشبختی خواهد بود و اگر درآمد سالانه 20 پوند و هزینه‌ها 20 پوند و 6 پِنی باشد، نتیجۀ آن بدبختی است. « آقای میکابِر در رمان دیوید کاپرفیلد اثر چارلز دیکنز» 22- چقدر دچار وسواس فکری هستید؟ افراد وسواسی به روشها و درجات متفاوتی بر ما تأثیر می‌گذارند. گاهی اوقات وقتی کسی به دنبال درمان دردهای فیزیکی یا جسمانی خود می‌باشد، دچار اینگونه افکار می‌شود یا به دنبال واقعه یا حادثه‌ای به دلیل ترس از تکرار آن، وسواس عارض می‌شود. از طرفی کارهای عادی و روزمرۀ زیادی هست که همۀ ما به نوعی درگیر آنها هستیم. مانند نظافت و تمیز کردن خانه، ماشین و غیره که انجام آنها موجب موجب رضایت فکری و آرامش خاطر می‌شود، اما در فرد وسواسی انجام این امور از حالت طبیعی و عادی خارج می‌شود و به جای آنکه هدف، تمیزکردن محیط باشد، فرد احساس اجبار برای تکرار یک رفتار را می‌کند که به دلیل افکار و نشخوارهای فکری وسواسی و مزاحم است. شخص وسواسی، با فکری وسواسی و رفتاری تکراری شروع به ساییدن بیش از حد لوازم خانه یا ماشین خود می‌کند، چون فکر می‌کند حتماً باید دو یا شش بار آن را بشوید تا تمیز شوند، در نتیجه خود را آزار می‌دهد. این در حالی است که دیگران معتقدند آن محل یا شیء تمیز است. این احساس اجبار، موجب افت عملکرد و تلف کردن وقت او نیز می‌شود. در اکثر وسواس‌ها معمولاً یک فکر وسواسی هست که بر افکار دیگر آنها غلبه دارد. در روانشناسی، اختلال وسواس فکری یا عملی (OCD) ، یک اختلال اضطرابی مزمن است که با اشتغال ذهنی مفرط در مورد نظم و ترتیب و امور جزئی و همچنین کمال‌طلبی همراه است، تا حدی که به از دست دادن انعطاف‌پذیری، صراحت و کارائی می‌انجامد. وسواس، اضطراب زیادی را به فرد و دیگران منتقل می‌کند و موجب پریشانی می‌شود. افراد وسواسی پیوسته رفتاری را به اجبار تکرار می‌کنند و در پایان هم معمولاً از عملکرد خود رضایت ندارند، درصورتی که فردی که فقط به نظافت، در حدی که شلختگی و بی نظمی ‌وجود نداشته باشد، اهمیت می‌دهد، هم خودش و هم دیگران از عملکرد او رضایت دارند.
Megapixels خیر
Dimensions خیر
Model هوش هیجانی خود را بسنجید بر اساس ۲۲ آزمون روانشناسی شخصیت اثر فیلیپ کارتر با ترجمه محمود امیری نیا و پریسا آقازاده، انتشارات آراسته، ISBN: 978-600-5908-95-4، فروردین ۱۳۹۳

برچسب‌های محصول

برای جدا کردن برچسب‌ها از فاصله استفاده کنید. برای جملات نقل قول تکی (') را به کار ببرید.